تصمیم به اقدام
سلاااام بالاخره درس و دانشگاه داره تموم میشه و این ترم آخره که دارم درس میخونم هرچی فکر میکنم دلم واسه این روزا تنگ میشه هرچی باشه خاطرات دانشجویی بهترین خاطرات تحصیل آدمه .الان چند ساله دفتر اولین ها رو ندیدم امروز داشتم کمد کتابام رو تمیز میکردم چشمم بهش افتاد بهتر دیدم شروع کنم به نوشتن آخه قراره یه خبرایی باشه . تصمیم گرفتیم اگه خدا بخواد بعد عید اقدام کنیم واسه بارداری .تا خدا چی بخواد برامون راستی امروز تولدم بود یه سوپرایز باحال شدم یه دوچرخه چند دنده اصلا فکرشو نمیکردم اینطوری سوپرایز شم .
نویسنده :
شبنم و محمد
15:15

